حاج محمود کریمی
قبل ولادت تو خورشید بیرنگ بیروح تاریک بود
به سر راه تو گدا خورشید
به نام نامی دلدار حضرت دادار
هرکسی دیونته مادر جونمم براش میدم مادر
شب رحلت حضرت امّالبنین 1404 - محمود کریمی
غم عشقت بیابونپرورم کرد
باز برای مشک تو عبّاس
اگه روزگار میخواد که با غماش
من کنیز مرتضایم فخر دارم بر همه
جلو چشمای من داری جون میکنی
غمی مانند هجران تو، جانفرسا نخواهد شد
تو آمدی که تا گره ز کار عشق وا کنی
سخته برای مادری که دهتا جوون دور و برش بود
ای یار! ای عشق! دلدار!
سر سجّاده نشستیم عطایی برسد
وقتی که ماه علقمه در خون تپید
دست من و مرحمت حضرت ام البنین
