وقتی که ماه علقمه در خون تپید – روضه

وقتی که ماه علقمه در خون تپید؛ آه

در صور شادباش، حرامی دمید؛ آه

 

وزن عمود و ضربه، سرش را شکافت و

تیر دریده، دیده‌ی او را درید؛ آه

 

آه از نهاد شاه به اهل حرم رسید

رنگ از رخ رباب و رقیّه پرید؛ آه

 

با آه آه شاه، تن ماه می‌تپید

پای بریده را به زمین می‌کشید؛ آه

 

آشوب در دل حرم کبریا نشست

چشم حرام، سمت حرم می‌دوید؛ آه

 

تا زد حسین بوسه به دست بریده، داشت

دست عدو به اهل حرم می‌رسید؛ آه

 

حرف غنیمت و طمع گوشواره‌هاست

خونین و نیمه‌جان، همه را می‌شنید؛ آه

 

حالا جدال بر سر این رأس قیمتی است

چیزی نمانده از بدن این رشید؛ آه

 

کار حرم ببین به کجاها کشیده شد

گهواره را یهودی شامی خرید؛ آه

دیدگاهتان را بنویسید