دست من و مرحمت حضرت ام البنین – روضه
| ذاکر: | حاج محمود کریمی |
|---|---|
| عنوان: | دست من و مرحمت حضرت ام البنین |
| موضوع: | ام البنین (س) |
| تاریخ انتشار: | شب رحلت حضرت امّالبنین 1404 |
| قبلی: | کیستم من؟! شرف آل رسولم |
| بعدی: | وقتی که ماه علقمه در خون تپید |
دست من و مرحمت حضرت اُمُّالبنین
طبع من و منقبت حضرت اُمُّالبنین
فیض مسیحایی عبّاس، طلب میکـند
دمزدن از مرتبت حضرت اُمُّالبنین
علقمهی باب حوائج، قمر مرتضی
گوشهای از مملکت حضرت اُمُّالبنین
در صف محشر به بر فاطمه، روشن شود
دامنهی منزلت حضرت اُمُّالبنین
بس که بر آن فاطمه میگفت: منم خادمه
خیل ملک آمده در خدمت این فاطمه
بر حرم آنکه ملک سوی درش عازم است
عرض ادب، عرض ارادت، بهخدا لازم است
من چه بگویم ز مقامات و کرامات او
یک هنر اُمّبنین، ماه بنیهاشم است
خیمهی احساس و غیوری و وفا و ادب
از نفس سوختهی اُمّبنین قائم است
شکر خدا با نظر فاطمه در قلب ما
عشق علمدار حسینبنعلی حاکم است
ای دل بیچاره بیا دامن بانو بگیر
شور حسینی ز دل پر شرر او بگیر
همنفس شیر خدا! مادر شیران عشق
دامن تو، دامنهی رشد دلیران عشق
اهل نظر بست نشستند در خانهات
تا که نمایی نظری سوی اسیران عشق
بسته دخیل ادب و معرفت و بندگی
بر حرم محترمت دست امیران عشق
سیّدهی خانهی بیفاطمه، یا فاطمه
بر سر کوی تو مقیمند فقیران عشق
همنفس حیدر کرّار! به دادم برس
مادر عبّاس علمدار! به دادم برس
ای نظرت فیض سحر! فاطمه اُمُّالبنین
گلپسرت قرص قمر! فاطمه اُمُّالبنین
آن که پس از فاطمه دل داده به او شیر حق
هیچکسی نیست مگر، فاطمه اُمُّالبنین
حکم بفرما نفسی ماه کرم افکند
سوی من خسته نظر، فاطمه اُمُّالبنین
آه اجازه بده از علقمه حرفی زنم
سرو تو و تیغ و تبر، فاطمه اُمُّالبنین
مویپریشان شد اهل حرم از این خبر
غرق به خون شد وسط علقمه، قرص قمر
آه مخوان روضه که دیگر دل مادر شکست
وای که از داغ علمدار برادر شکست
وای مگو دست علمدار به خاک اوفتاد
آه مخوان، کوه از این واقعه دیگر شکست
اشک سپهدار ز پاره شدن مشک ریخت
فاطمه در علقمه میدید که حیدر شکست
وای مگو حرف عمود و سر سردار عشق
آه مخوان فرق اباالفضل دلاور شکست
من به فدایت مگر ای ماه! قدت آب رفت؟!
بعد تو از چشم غریبان حرم، خواب رفت
