حرم مرد نداره
توراضی میشی آب بخوام شمر بیاره
برلبان حرمله دیدم تبسم آمده
اولین بار است زینب بین مردم آمده
کسی نیست شبا چیزی بندازه روت
هنوز خون تازه میاد از گلوت
لباست رو بردن بره آبروت
بی آبرو شه
لباس گهنتو کجا میخواد بپوشه
نزار جلو نامحرما بلند تورو صدا کنم
پاشو اذون مغرب من به کی اقتدا کنم
اسب ها پای خود از سینه او بردارید
من هم از این تن بی سر شده سهمی دارم
تو از سر نیزه ما رو دعا کردی
تو زیر سم اسب ما رو دعا کردی
تو تو ته گودال ما رو جدا کردی
ای عهده دار مردم بی دست و پا حسین (ع)